![]() |
![]() |
|
| پرواز هم رویای آن پرنده نبود..... دانه دانه پرهایش را چید تا بر این بالش خواب دیگری ببیند |
|
آهنگ سکوت از گروه ARAS : بر روي هر ديوار سايه سكوت كوبيده شده در هيچ ذهني ردپايي از آزادي نمي يابم مغزها منجمد شده چشم ها نفرين شده هر چه بيشتر ميجويم، بيشتر ميگريم در كدامين كوچه بجويمت اي خون ريخته شده خدا اي آزادي آنقدر كه درختان جيغ كشيدند آنقدر كه آبها بر سر و روي خود زدند هيچ كدام از اينان سر بر نياوردند اينان گرفتارند، گرفتار سكوت سرخي دست ها، سرخي چشم ها چشم هاي يك دژخيم ديدند اما سر بر نياوردند خون كدامين حسين بر روي دستانت خشكيده شده ؟ خشم چشمانت به دنبال كدامين حسين ميگردد |
|
+ نگاشته شده در
86/12/19ساعت 0:21 توسط جسیکا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
کلمات را که قدم زدم دانستم چرا خونی که از قلب و از پاهایم می گذرد یکی است
و چرا ساعت پنج گاهی تا ساعتها بعد در اتاقم می ماند من فکر میکنم گلوله ای که سمت تو شلیک شد لیوانی آب بود بر جنگلی که آتش گرفته است و سوختن در آتشی که تو برپا می کنی لذتی است چون روشن کردن سیگار با خورشید........... فردریکو گارسیا لورکا |
| آرشیو موضوعی |
|
بیو گرافی |
|
RSS
|